امشب تولد یکسالگی کلبه زيبائي ها من و تولد اَن صداست امشب می خواهم
به احترام بودنش و ماندنم بار سفر ببندم..سفری شاید همیشگی سفری
دور به اعماق وجودرسم عجیبی است،در تولد یکسالگی به احترام
وجودش باید شمع خاموشی را فوت کرد،خدا می داند
شاید این سفر روزی به پایان رسید
یک روز احساس کردم اگر اورا با یک غریبه ببینم تمام شهر را به آتش خواهم کشید.........
اما امروز حتی کبریتی هم روشن نمیکنم تاببینم او کجاست و با کیست.............
روزی که به دنیا آمدم در گوشم خواندند اگر می خواهی در دنیا خوشبخت شوی همه را دوست بدار.....
....حال که دیوانه وار دوستش دارم می گوید فراموش کن!!!!!!!
من تنها نيستم, اشکهايم را دارم,


بیخودی حرص زدیم سهممان کم نشود
ما که را گول زدیم ؟
هــمـه ی ِ قـراردادهــا را کـه روی
کـاغـذهـای بـی جـان نـمی نویــ ـسنــد !
... ......
بــعـضی از عـهـدهــا را
روی قــلـب هـای هــم مـی نــویــســیـم ...
حـواست به ایـن عـهـدهـای غـیـر کـاغـذی بـاشـد ...
شـکــســتَنــ ِ ـشـان
یـک آدم را مــ ـی شــکند...
نگاهت...!!!
خنده ی تلخ آدما همیشه از دلخوشی نیست گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست گاهی دل
اونقدرتنگ میشه که گر یه هم کم میاره یه حرف خیلی ساده هم گاهی چقدر غم میاره
دیروز اگر من آرزویم باغی از گل بود ، امروز حتی آرزو ننگ است....
دیروز اگر خورجین اسبم مهربانی بود ، امروز در خورجین من سنگ است....
گر مینویسم این کلام از قهر ، عیبم مکن آخر این درد دلسردیست.....
دیگر هوای شعر در من نیست...