سهم من از تو این دقایق شد
این لحظه های تلخ دلسردی
کوتاهن این سالا با اینکه تو
آهسته با من زندگی کردی
ای کاش می دیدم که بازم داری
با ساعت و تقدیر میجنگی
ای کاش تو این سال میگفتن
صد سال تاخیر داره دلتنگی
دارم یه کم وقت میکشم شاید
بپره عطر رفتن از لحظه
آهسته تر بکش نفسهاتو
این طور جدایی آخرین مرزه
دارم یه کم وقت میکشم شاید
جاموندی از این رفتن دلگیر
من با حضور گریه فهمیدم
دنیا ما رو فرخته به تقدیر
حالا که تو مسیر تنهایی
ناچاری که از روی دل من رد شی
بگو که هر چی خاطره داری
بعد از خودت به من تو می بخشی...................
نظرات شما عزیزان: